محمد تقي المجلسي ( الأول )

108

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

او رحم آمد و او را طلبيد و طعامى كه از جهة او گذاشته بودند به آن مرد خورانيد آن مرد گفت كه مرا زنده كردى حق سبحانه و تعالى ترا زنده گرداناد و چون پدر مغموم بود كه بنا بر خواب او فرزندش خواهد مرد به او نمودند در واقعه كه از پسرت بپرس كه چه كرد او گفت كه تصدق كردم باز در خواب او آمدند كه به سبب تصدق بلا از او دفع شد . و كالصحيح از حسن بن جهم منقول است قريب به اين . و كالصحيح از آن حضرت صلوات الله عليه منقول است كه در بنى اسرائيل قحطى عظيم شد چند سالى پى در پى و زنى يك لقمه نان داشت و چون به دهن گذاشت كه بخورد فقيرى فرياد كرد كه‌اي كنيز خدا گرسنه‌ام آن زن لقمه را از دهان خود در آورد و به سايل داد و طفلى داشت اين زن و به صحرا رفته بود كه هيمه بياورد گرگ آمد و طفل را برد غوغا شد آن زن در عقب گرگ دويد كه شايد طفل خود را بگيرد حق سبحانه و تعالى جبرئيل را فرستاد و آن طفل را از گرگ ربود و به آن زن داد و به او گفت كه‌اي كنيز خدا اين لقمه عوض آن لقمه است و حضرت فرمودند كه بيمار و صحيح بدست خود تصدق كنند تا تاثيرش زودتر باشد . و كالصحيح منقول است از محمد بن مسلم كه در خدمت حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه بودم در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله كه ناگاه كنگره هاى مسجد بر شخصى افتاد و به او ضررى نرسيد حضرت فرمودند كه از او بپرسيد كه امروز چكار كرده است گفت خرما در آستين داشتم وسايلى سؤال كرد يك خرما به او دادم حضرت فرمودند كه به سبب همين خرما حق سبحانه و تعالى اين بلا را دفع كرد و آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه صدقه دفع مىكند هفتاد بلا از بلاهاى دنيا را با مرگ بد و بتحقيق كه كسى كه